نمیدونم...!

هنوز هیچی نگذشته و من دلتنگ روزمرگی شدم... دلتنگ اینکه بدونم میخوام دقیقا چیکار کنم ولی الان نمیتونم تصمیم بگیرم. ناراحت هم نیستم. دو سه هفته کمه برای عادت کردن ِ من به چیزی که باید باشه. چون هنوز نمیدونم چی باید باشه. بهرحال پیش میره و منم تا الان از نتیجه ناراحت نبودم و تمام تلاشم رو کردم که خودم رو برسونم... ولی دلتنگ روزمرگی ام. دلم میخواد کتاب بخونم. فیلم ببینم... ولی گاهی اوقات ذهنم اونقدر خسته میشه که با خودم میگم این درس خوندنه برای ِ چی بود...؟ الان تو دوسش داری؟ نداری؟ تمام تحلیلا از بین رفته. اینجا فقط یه هدف تو نظرته و همه سعیتو میکنی که به اون هدف دست پیدا میکنی. همه ی سعیتو میکنی که از چیزی عقب نمونی مبادا جا بمونی... نمیدونم میتونم یکسال دووم بیارم؟ ذهنم و دلم همصدا میگن البته که میتونی! اما من دلتنگم :) 

ترسم ازینه که یهو وارد ِ یه زندگی ِ تکراری ِ کسل کننده شم و روند ِ زندگی منو بگیره و ببره و این چه درد ِ غم انگیزیه... :)

۶ نظر ۶ موافق ۰ مخالف
sina S.M
۰۱ مرداد ۲۰:۲۲
زندگی کسل کنندست ! باید تا جایی که ممکنه متفاوت باشیم و خودمونو از جریان اصلی بکشیم بیرون . 

پاسخ :

یکم سخته. گاهی اوقات حتی همون جریان فرعی ایجاد شده برای متفاوت بودن یه جریان بدتر از جریان اصلیه! چیزای ِ تو ذهن همیشه در راستای جریان اصلین و گاهی اون جریان ِ متفاوت تو مخ بعضیا با فرمول: مهم نیست چی، فقط تفاوت، فقط مخالفت... 
این سختش میکنه
و من احساس میکنم نه وقتشو دارم و نه هنوز اطلاعات و فهمشو، یکم ترسناکه! :)
نیلی ‌
۰۱ مرداد ۲۱:۲۷
من تابستونم رو همیشه مساوی با روزمرگی می‌بینم :)

پاسخ :

روزمرگی تابستون کنکور فقط -.- هر روزش درسه. عصن مغزت ب کار دیگه ای هم نمیرسه حتا :/
sina S.M
۰۱ مرداد ۲۲:۱۲

اینکه بگی فقط تفاوت اتفاقا خودش همون حماقتیه که جریان اصلی هم داره توش ! همون «خاص»‌بودن ! 

همیشه توی مدرسه وقتی میدیدم همه میرن سمت یه چیزی میفهمیدم که اون چیز خیلی چیز مزخرف و آشغالیه :دی 

بوکوفسکی هم در راستای اینکه مردم همیشه اشتباه میکنند جملات نابی داره که یادم نمیاد :دییی

سختش نکن برای خودت . دلیل نمیشه چون یه جریان اصلی وجود داره پس به همون صورت «یک» جریان فرعی وجود داره. 
خوبی جریان «های» فرعی اینه که توش آزادی بیشتری داری . و اصلا خوبیش اینه که یکی نیست. 
اگه فکر میکنی جریان فرعی ای که توشی ازار دهندست . باید به نفع خودت تغییرش بدی :) 

گاهی وقتا باید با جمع همراه شد تا دستت بیاد یه چیزایی. ولی اینکه مثل همه سوار کشتی بشی ، نه ، من یکی که کرجی شکسته خودمو ترجیح میدم! 

+ دستم خورد خصوصی شد . دوباره فرستادم :دی

پاسخ :

دقیقاااااا -.- حتی اینی هم ک تو میگی خوب نیست. تو چ میدونی اونچه خزوخیلش کردن بده یا خوب تا وقتی ک ندیده و تجربش نکرده باشی؟ مثلا همه نفس میکشن ما تفس نکشیم؟ ن مثال مسخره ای بود... نمیدونم... مثلا تو میتونی عاشق نشی؟ وقتی شدی شدی دیگه، تموم. حالا کاری ب طرزش نداریم. ولی عشق چیز کلیشه ای خوبیه واسه مثال زدن... روش ابرازش تفاوت داره! کسیم ک مدعی عاشق نشدنه از همه بدتر!
تو کتاب هنر شفاف اندیشیدن هم ی بخش بهش اختصاص داده شده که میگه: هرچی ک عموم میگن همون غلطه! و حتا ازمایش کردن دیدن یارو تنها ک هست میدونه چی درسته ولی جلو بقیه چیزی رو میگه که اونا میگن... هرچند میدونه غلطه (یکم از وادی بحث خارج میباشد :/)
یک مشکل دیگم هست... انتخاب بین جریان های فرعی راحت نیست :دی! بهرحال همه چیز برای من یک جورایی سخته 😁 و همیشه نمیشه مطمعن یود تغییر و جریان فرعی اونی هست که باید یا نه! کلا هیچوقت نمیشه. من همین الانش تو انتخاب رشتم موندم چ برسه ب بقیش :/
کشتی هم گاهی وقتا لاکچریه! بذ نیست دو دقیقه ارامش رو توش تجربه کرد! :) ولی حتی با جمع هم ک باشی این تویی ک داری تجربه میکنی... حالا چه تنها و چه با جمع! جمع شاید ی جاهایی یه باگ‌ هایی رو پر کنه ولی خب...
+؛دی! حالا معمه مگه؟ حرف میزنیم :دی تر!!
sina S.M
۰۲ مرداد ۰۱:۲۹
خب نه دلم میخواست اگه کسی هم میبینه استفاده کنه و اینا . من خودم نصف بیشتر سوادمو از کامنتای بحث عمومی گرفتم تو وبلاگ بقیه :دی
 مگرنه که اره فرق چندانی نداره . 

در مورد انتخاب رشته خب نمیشه گفت سعی کنی متفاوت باشی . ولی همین که دنبال مدگرایی نباشی خودش یه پوئن مثبته . مثلا الان مده همه دخترا برن تجربی ! و مثلا خانواده ها به دنبال چشم و هم چشمی با فامیل بچشونو خر میکنن بره رشته ای که توش استعداد نداره . گاهی وقتا هم دنبال علاقه رفتن میتونه خطرناک باشه (همون پیروی از اون دستور از پیش نوشته شده که میگه برو دنبال علاقت حتی اگه پاک کردن توالت باشه !!) به نظرم بهترین تصمیم اینه که ادم به دور از هر گونه مدگرایی یا دستوری که از اسمون اومده و با توجه به شرایط شخصی خودش تصمیم بگیره در مورد رشته . (هرچند انتخاب رشته اصلا بحث فلسفی ای نیست و دلم میخواست حرفامون اون سمت و سو رو داشته باشه ولی خب نمیشد اومیتش کرد :دی) 

در مورد نفس کشیدن خب خیلی مثال خوبی زدی ! میتونی جوابشو از ثادق هدایت بخوای . اونم جریان فرعی خودشو پیدا کرده بود و یکی از المنت هاش در نهایت این بود که از کشتی "تنفس" پیاده بشه . 

من هنوز سوار کشتی تنفسم . گفتم که بعضی وقتا بد نیست به کشتی ها سر بزنیم 😂 من اشتراک خیلی بزرگی که با بقیه دارم مثلا اینه که نیاز دارم ورزش کنم و این کارم میکنم در حالی که خیلی ازش متنفرم . مخصوصا وقتی که تو گروه ورزشی هستم ادمایی رو میبینم که سوار کشتی ورزش هستن و ازینکه خودم دنباله رو اونهام حالت چندان جالبی ندارم . ولی مجبورم !! به قول تولستوی مجبورم ورزش کنم مگرنه ذهنم فاسد خواهد شد . 


هدفم از کامنت اول اول اولم این نبود که هدف رو بذاری روی متفاوت بودن . بلکه هدف رو بذار روی پر نشاط کردن زندگیت و بیرون اومدن از روزمرگی . و کلید دستیابی بهش اینه که متفاوت فکر کنیم و متفاوت زندگی کنیم . امیدوارم گیجت نکرده باشم 🙂 

+ سخت بودنش شاید برای اینه که خودتو خوب نمیشناسی و نمیدونی خواسته هات چی هست (خواسته های معقول متناسب با تواناییهات و گنجایش هات که مطمئنم خیلی زیاده چون ادم جوانی هستی و میلیارد ها ادم ارزوشونه جات باشن ) (# مرده ها رم حساب کردم البته). به خودت فکر کن :! 

پاسخ :

چه منبع ِ مفتضحی :دی
من تجربی نیستم! هیچوقتم دوسش نداشتم! ریاضیم، تو ریاضی هم همه میگن: تو ک دختری و فلان، بقیه هم همش تو فکر نرم افزارن! و خودمم جدن ریاضیم خوبه و بشم علاقمندم، از یه طرفم که روانشناسی و رشته های خارج از ریاضی... عصن تا میتونم سعی میکنم الان بهش فکر نکنم ولی دهنم گاهی اوقات سرویس میشه! :))
اه چه خفنم پس :دی ، چجوری جوابشو بخوام؟!
اره هرکی رو که میبینی سوارشه، نمیشه درباره این یکی کشتی سخت گرفت! ورزشم لازم نیست دنباله روی بقیه باشه به نظرمااا!؟ :/
نه گیج نشدم (: ولی الان نمیتونم ایشالا سال دیگه :دی
خودشناسی کافی نیست برای تشخیص ِ یه چیز ِ دقیق، وگرنه من هوش درون فردیم از همه هوشای دیگم بالاتره و شاید اصلا همین گاهی اوقات باعث میشه انتخاب من سخت تر بشه! 
sina S.M
۰۲ مرداد ۱۲:۲۹
کدام منبع :دی 
اممم خب میتونی کتاباشو بخونی :! 
یعنیا اگه من جات بودم با مشت میزدم تو دهن اونایی که بهت میگن : تو که دختری چرا ریاضی خوندی . 

ابله تر از این ادما وجود نداره .و همین پیروی کورکورانه است که الان تعداد دانشگاهامون با تعداد دانشگاهای چین برابره 

+ نمیدونم ولی شنیدم خود شناسی کلید همه چیزه حتی تغییر جهان 🍉

پاسخ :

خوبه خوبه تکذیب کن :دی

کتاباشو میخونم! خیلی! و سایتای خارجی و ایرانی و کانالای روانشناسی و داعم دور و برمو تحلیل میکنم با این نظریه ها و اینا و باهاشون حتی مشاوره هم میدم ب کسایی ک شاید ده بیست سال ازم بزرگترن! واسه همین نگرانم نکنه تو این بهتر باشم :دی چون خب ریاضی عصن تو محیط نیست... :/

میگن دیگ! مثلن مامانمم میگه هرچی دوس داری و خیلی تاکید داره ولی بعضی وقتا از دهنش در میره ک فلان روز فلان دکتره و اینقد پول و احترام ... و اعصاب منو میریزه بهم! یه روش دیگم داره که ی چیزی میگه ک غیر مستقیم بگه بترس چون در آینده احتمال بیکاریت خیلیه! -.-

ظرفیت و تعداد دانشگاه ها و پشت کنکور موندن و ... همه چیز مسخرست! ینی تو این راستا همه چیز به معنای واقعی مسخرست. سیستم اموزشی از بیخ افتضاحه!

+اینی ک گفتی شعار بود :) ممکنه واقعیت داشته باشه و ممکنه نداشته باشه و خودشناسی الزاما همه چیز نیست و همه چیزم خودشناسی نیست! :)
فاطمه .ح
۰۴ مرداد ۰۰:۲۵
اتفاقا کتابخونه یه دختره هست هر روز میاد میخونه. هم مدرسه‌ای مون هست و تجربیه.
هر وقت اینو میبینم میگم چجوری میتونه تحمل کنه یه سال رو
و من قرار چطور تحمل کنم؟

پاسخ :

تو جو که باشی راحته!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
آنقدر از تو پرم،
که بایستم مقابل باد،
پشت سرم جهان مست میشود...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان