بـی وقفـه (:

بـی وقفـه (:

آنقدر از تو پرم،
که بایستم مقابل باد،
پشت سرم جهان مست میشود...

محبوب ترین مطالب
  • ۹۷/۰۶/۲۹
    ...

سو د کوعزشن ایز...

سه شنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ۰۵:۵۲ ب.ظ

ام آی دویینگ د رایت ثینگ؟

ایتس میکینگ می کرای!!

  • پر ِ بنفش

لعنتی!

دوشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۳۹ ب.ظ

آره... من دوباره فردا ورزش دارم، یکشنبه یکی طول حیاطو طی می‌کرد یکی عرضشو و هردو همو ایگنور میکردن! زنگ اولم اون ور حیاط بودی ک تو دید نباشی ولی من دیدم داشدی منو نگا میکردی! منتظرم همه شواهد اثبات شن! 

کاش فردا بگی میخاسی چی بگی! من سعیدمیکنم بهش فک نکنم، ولی از ذهنم ک پاک نمیشه!!...

  • پر ِ بنفش

تایپ، پاک... تایپ! پاک... یا شایدم تایپ تایپ تایپ و بعدش؟... پاک! نمی‌دونم چرا منم این بیماری رو گرفتم. دارم به خودم میقبولونم اینجوری بودنو، کم حرف بودنو. چرا؟ به درک اصلا دلیلش مهم نیست؛ فقط الان رو مخم بودم، خودم رو مخ مخ خودم! اه. :// -___-

امروز یکی از بچه‌ها بهم گفت پریسا، مرسی که هستی، دوست دارم! بعد من اولش نمی‌دونم چم شد، شک کردم! گفتم چی؟ دوباره تکرار کرد! گفتم چرا؟ گفت چون تو این دو سال من همش با کسایی بودم که اونا میخواستن حرف بزنن و بالاخره منم یکی رو پیدا کردم که بتونم باهاش حرف بزنم و بعد من بهش گفتم اتفاقا منم خیلی حرف می‌زنم و نمیذارم طرف مقابلم حرف بزنه! بعد گفت نه خوبی! من خیلی باهات راحتم! الان دارم فکر میکنم کی اینجوری شدیم؟ من اول حرف میزدم؟ چیشد؟ فقط یادمه آهنگای مشترک گوش می‌دادیم؟ یادمه آخرای پارسال همین آدم بود که باهام میومد که عین احمقا الکی! برم پایین آب بخورم که چی؟ اونو ببینم! و چقدر زندگی این ادم پیچیدس! انی وی، یه اثبات خوبی برای چند تا چیز برام بود، یکی اینکه من اگه طرف مقابلم همش حرف بزنه سکوت میکنم، و یا میذارم حرف بزنه، ولی بهرحال وقتی حرف نزنه و رابطه رو بخام خودم حرف میزنم :دی، و اثبات دوم، فک میکردم ازین آدمای خاله زنکی شدم که همه چیزو به همه میگم، ولی نشدم! :))

این بود انرجی مثبت امروز+ آره من هنوزم میتونم حیدرو بخندونم! حتی وقتی هر روز در حالت بی اعصاب و غمگین و چوم‌چش‌شده بیاد مد! و حتی اگه باهم خیلی حرف نزنیم :) و حتی اگه اون با من حرف نزنه :| 

  • پر ِ بنفش

favorite scene :)

يكشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۲۷ ب.ظ

there's a scene that he is looking at her and then he says:

+ you're the most beautiful woman I've ever seen... 

then they look at each other 

and his face is still so obsessed with hers, then he continues: 

+ you'll kill me...

نتیجه تصویری برای ‪kssngpassengers 2016 at breakfast‬‏

guess I liked it because I really feel the same way... :)

  • پر ِ بنفش

همچنان روزمرگی ها!

پنجشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۷، ۰۶:۴۶ ب.ظ

نشستم غلظت حل میکنم. بعد با خودم فکر میکنم که: خب، به فلان دلیل و فلان دلیل، دیگه دوسش ندارم. چون فلان اخلاقارو توش میبینم و میدونم که با اینا به مشکل برمیخوریم! (الان ک دارم فکر میکنم، چرا واقعا؟ چرا باید پیش قضاوتی کنم؟! اه :/) بعد یهو میگم که نه نمیتونم اصلا! اصلا مقاومتی در برابر این حجم از زیبایی ندارم. بعد بحثم با خودم تموم میشه :دی

اصلا پست ِ بیخودیه، ولی میخام ببینم روز قبل از آزمون ِ دوم آذر ب چی فک میکردم وقتی داشتم درس میخوندم و نمیخوندم و فک میکردم که دیگه دیره و من دیگه اون چیزی (رتبه ای، رشته ای، دانشگاهی) که باید رو نمیارم!

  • پر ِ بنفش

((((:

چهارشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۱۹ ب.ظ

بیست و دوم آبان ماه... باورت میشه؟ به کراشم گفتم (:

  • پر ِ بنفش

+ اعتماد به نفس

+ اقدامات در جهت افزایش ارتباطات (ینی شاهکار سمپاد موندن با یک سری آدم تو شیش هفت ساله و بعد به عقب نگاه کنی و باورت نشه که با این آدما چطوری بودین مثلا!!) (ولی من ازین آدما خسته شدم و رفتم با سال قبلیایی که منو خیلی نمیشناسن :دی!)

  • پر ِ بنفش

جلسه نفرات برتر آزمون هیژده آبان‌

جمعه, ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ۰۱:۰۴ ب.ظ

تو این ازمون چه مهارت‌هایی رو تمرین کردی؟!

۱- وقتی کراشتو میبینی داره میره کلاس بقلی چطور خودتو کنترل کنی و آروم باشی و به آزمون دادن ادامه بدی.

۲- مهارت پاک‌کردن، احتمالا تو ریاضی هیچوقت جای کافی برای حل مسائل نیست! 

۳- این یکی فک کنم بدرد بخور باشه! وقتی خیلی نخوندیم چطور یه درصد خوب بزنیم! (حالا همچین ک منفی زدی، میکنم تو چشات!) 

۴- چطور با کمردرد صندلی شیبدار کنار بیایم و چطور وقتی به عقبی و جلویی چسبیدیم دستامونو جهت دریافت اکسیژن باز کنیم!!! 

۵- بازم کراشم با اون نمیدونم، کت؟ چه رنگیه؟ این قهوه‌ای روشنا یه اسم خاصی دارن که همه هم میپوشن ولی مال اون خیلی ظیبا و اسپشاله، اسم این رنگا چیه؟ 

ینی خیر سرم هنریم هستم ولی پای فاعلیت که میاد وسط خنگ میشم!!!

:)))) الکی خوشم الان، خوبه :)))

  • پر ِ بنفش

یه وویس از سرود پارسال دارم، یادمه حسنا که فرستادش نوشت: بچه‌ها! شاهکارمونو گوش بدین! بعد اولش کلی شلوغ میکنیم و اینا، که حسابش از دستم در رفته چند بار گوشش دادم و بین صداها دنبال صدای اون گشتم. بعد شروع میکنیم به خوندن، محکم و با اقتدار: «ما مسافران شهر آفتاب، در مسیر جاده‌های روشنیم...» و شرط میبندم این وویسو بعدا گوش بدم فقط حسرت دبیرستان رو خواهم خورد. حالا با اشک یا بدون اشک. تو شرط بندیم بی‌شک برندم. چون همین الان هم حسرت دبیرستانو میخورم. من نمیخوام بزرگ شم :( 

  • پر ِ بنفش

در من، همیشه. :)

شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۳۴ ب.ظ

دلم میخواهد بمیرم و از درونم یک تو، بروید. که تا ابد بماند.

(هر توضیح‌ دیگری به نظرم اضافه‌ست و من خسته‌ام از این «تو در من نبودن‌ها» آنقدر که حاضرم بمیرم.)

  • پر ِ بنفش